آخرین مطالب
رازِ بزرگِ رفتار با مردم

رازِ بزرگِ رفتار با مردم

زیر سقف آسمان تنها یک روش وجود دارد که افراد را وادار می‌کند هر کاری را انجام دهند. فقط یک راه! و آن این است که کاری کنید که دیگران بخواهند آن کار را انجام دهند. راه دیگری وجود ندارد. شما می‌توانید با کشیدن اسلحه روی یک نفر او را مجبور کنید که ساعتش را به شما بدهد. شما می‌توانید با تهدید کارگران خود به اخراج کاری کنید که تا زمانِ بازگشتتان با شما همکاری کنند. شما می‌توانید با جیغ و داد سر بچه یا تهدید او کاری کنید تا کاری را انجام دهد که شما می‌خواهید؛ اما استفاده از این روش‌های خشن پیامدهایی بسیار ناخوشایند را همراه دارد. تنها راهی که با آن می‌توانم شما را وادار به انجام […]

نظم و مسئولیت‌پذیری!

نظم و مسئولیت‌پذیری!

پذیرفتن مسئولیت‌ها یکی از سخت‌ترین قوانین است اما بدون اون موفقیت امکان‌پذیر نیست. اگه مسئولیت‌پذیر نباشید و وظایف و مسئولیت‌های ناخوشایندتان را به گردن دیگر افراد و مؤسسات و شرایط بیندازید، شخصیت و اراده‌ی شما ضعیف و پست شده و اهمیت و ارزش‌تان کم می‌شود؛ به این ترتیب برای انجام هر کاری بی‌نهایت عذر و بهانه خواهید آورد. زمانی که ۲۱ ساله بودم در آپارتمانی کوچک زندگی می‌کردم و به عنوان کارگر ساختمانی مشغول به کار بودم. هر روز باید سر ساعت ۵ صبح از خواب بلند می‌شدم تا بتوانم اتوبوس سوار شوم و رأس ساعت ۸ صبح سر کارم حاضر باشم و ۷ شب خسته و کوفته از بلند کردن مصالح ساختمانی به خانه بازمی‌گشتم. تمام دستمزدی که می‌گرفتم […]

اشتیاق سوزان

اشتیاق سوزان

روزی مرد جوانی نزد شری راماکریشنا رفت و گفت: «می خواهم خدا همین الان ببینم». کریشنا گفت: «قبل از آنکه خدا ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی». او آن مرد را به کنار رود گنگ برد و گفت: «بسیار خوب حالا برو توی آب». هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت. عکس‌العمل فوری آن مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند. وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر نمی‌تواند زیرِ آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود. در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس می‌کشید، شری کریشنا از او پرسید: «وقتی در زیر آب بودی […]

مدرسه‌ی حیوانات!

مدرسه‌ی حیوانات!

حیوانات جنگل روزی از روزها دور هم جمع شدند تا مدرسه‌ای درست کنند. خرگوش، هدهد، سنجاب و مارماهی شورای آموزش مدرسه را تشکیل دادند. خرگوش اصرار داشت که دویدن جزو برنامه‌ی درسی باشد. هدهد معتقد بود که باید پرواز گنجانده شود. ماهی هم به آموزش شنا معتقد بود و سنجاب اصرار داشت که بالا رفتن از درخت نیز باید در زمره‌ی آموزش‌های مدرسه قرار گیرد. شورای مدرسه با رعایت همه‌ی پیشنهادات، دفترچه راهنمای تحصیلی مدرسه را تهیه نمود و بعد قرار شد که همه‌ی حیوانات همه‌ی درس‌ها را یاد بگیرند. خرگوش در دویدن نمره‌ی بیست گرفت، اما بالا رفتن از درخت برایش دشوار بود. مرتب از پشت به زمین می‌خورد. دیری نگذشت که در اثر یکی از این سقوط‌ها مغزش […]

زندگی به سبک طوطی!

زندگی به سبک طوطی!

دو مرد که از زمان کودکی با هم دوست بودند پس از سالها با هم ملاقات کردند. یکی کشیش شده بود و دیگری ملوان و هر کدام از داشتن یک طوطی به خود افتخار می‌کردند. برای خدمت به علم این دو پرنده را در اتاقی نزد هم قرار دادند و طوطی کشیش بلافاصله پرسید: «چگونه نجات پیدا کنیم؟» طوطی ملوان پاسخ داد: «پمپ‌ها را کار بیندازید و مثل سگ کار کنید وگرنه همگی با کشتی به زیر آب خواهیم رفت!» این دقیقا همان روشی است که شما کار می‌کنید، حتی ذره‌ای هم تفاوت ندارد! طوطی کشیش مدام و مدام به او گوش داده «چگونه نجات پیدا کنیم؟» و واژه‌ها را تکرار می‌کند. و طوطی ملوان پاسخ داده «پمپ‌ها را کار […]

1 11 12 13 14 15