چگونه از انتقاد دیگران ناراحت نشویم؟

چگونه از انتقاد دیگران ناراحت نشویم؟

از مشکلات جدی و اساسی‌ای که در جامعه ما وجود دارد، ناراحتی و دلخوری‌هایی است که از حرف دیگران برای‌مان بوجود می‌آید و بخش زیادی از زمان‌مان صرف آن می‌شود. علاوه بر این اتلاف وقت، ذهنمان هم مدتی درگیر این مسائل شده و انرژی‌مان هم در برای اموری بی‌ارزش هدر می‌رود. یکی از مواردی که موجب ناراحتی ما در اثر ارتباط با اطرافیان می‌شود موضوع انتقاد است. به احتمال زیاد برای شما هم پیش آمده که در اثر انتقاد کردن و یا شنیدن انتقاد یا خودتان وارد جر و بحث شوید و یا اینکه شاهد جر و بحث دیگران باشید. به همین دلیل در این نوشته به موضوعِ مدیریت انتقادات و جلوگیری از جر و بحث پرداخته می‌شود. با توجه به اینکه در کتاب «از شنبه» نوشته‌ی محمدپیام بهرام‌پور، در این زمینه توضیحات بسیار خوبی آمده است، در ادامه بخشی از مطالب کتاب ایشان ارائه می‌گردد.

«شاید یکی از بهترین دیدگاه‌ها در مورد بحث انتقاد، شعری از مولوی باشد که برای شخص من فوق‌العاده زیبا جلوه کرد:

گر شوم مشغول اشکال و جواب

تشنگان را کی توانم داد آب؟

معمولاً ما به دلیل نداشتن مهارت انتقاد کردن، باعث ناراحتی دیگران می‌شویم و در زمانی که قصد داریم با بیان انتقاد از فرد، وضعیت او را بهبود ببخشیم، کاملاً بر عکس عمل می‌کنیم و از را خشمگین می‌کنیم و مجبور می‌شویم که با فرد مجادله کنیم. از آن طرف، زمانی که به ما انتقاد می‌شود –چه انتقاد وارد باشد و چه ناوارد- به جای شنیدن این موضوع، وارد بحث می‌شویم و معمولاً این را فراموش می‌کنیم که وظیفه ما متقاعد کردن دیگران نیست و وظیفه ما درست زندگی کردن است.
این دیدگاه اشتباهی که بیشتر ما داریم و تصور می‌کنیم که باید همه را متقاعد کنیم، یکی از بزرگ‌ترین سارقان زمان و انرژی ماست. برای مثال، در همین هفته‌ی گذشته در بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ ایمیلی که دریافت کردم، چهار نفر در مورد وضعیت تأهل من نظر دادند!
۳ نفر گفتنند که آفرین به من که خانواده‌دار هستم و در سخنرانی‌ها معمولاً از همسرم دعوت می‌کنم و کتاب‌هایم را به او تقدیم می‌کنم و…
و یک نفر گفته بود لازم نیست در سخنرانی این قدر به این موضوع اشاره کنم که متأهل هستم! (در حالی که من تنها چند مورد از خاطرات و اتفاقات مرتبط با موضوه سخنرانی را از زندگی با همسرم مثال زدم و این فرد چنین نظری داده!)
همانطور که می‌بینید دیگران تا می‌توانند در مورد همه چیز دخالت می‌کنند و وظیفه ما متقاعد کردن آنها نیست. زیرا اگر امکان داشت متقاعد شوند، قطعاً کارهای مهم‌تری جز دخالت در کار ما داشتند.
اگر بخواهم نکته‌ی مهمی در مورد انتقاد مطرح کنم، بدون هیچ تردیدی این است که به تجربه بارها و بارها دیده‌ام که معمولاً انتقاد کردن کار خاصی نیست و هر کسی می‌تواند آن را انجام دهد و آنچه بسیار به چشم می‌آید این است که:
اغلب کسانی که کاری نمی‌کنند منتقد می‌شوند. امیدوارم شما جزء آن دسته نباشید.»

پیرو مطالب فوق از کتاب «از شنبه»، احتمالاً تا کنون داستان الاغ‌سواری لقمان و فرزندش را شنیده‌اید. اما شاید تکرار مخصر آن در اینجا خالی از لطف نباشد.
لقمان و فرزندش هر دو سوار الاغ می‌شوند، مردم می‌گویند: «چقدر بی‌عاطفه هستند که دو نفری روی حیوان بیچاره نشسته‌اند». لقمان سوار می‌شود و فرزندش پیاده می‌رود، مردم می‌گویند: «چه پدر بی‌عاطفه‌ای است که خودش سوار است و فرزندش پیاده». فرزند سوار می‌شود و لقمان پیاده می‌رود، مردم می‌گویند: «چه فرزند بی‌ادبی که خودش سوار شده و پدرش پیاده می‌رود». هر دو پیاده می‌روند و سوار الاغ نمی‌شوند، مردم می‌گویند: «چه نادان جاهل هستند که مرکب دارند و سوار نمی‌شوند».
خلاصه اینکه در هر صورت عده‌ای هستند که در هر حال سعی می‌کنند که از کارتان ایراد بگیرند و از شما انتقاد کنند. بنابراین پیشنهاد می‌شود انرژی و وقت‌تان صرف کارها و افراد ارزش‌مند شود، نه اینکه برای امور و افراد بی‌ارزش هدر رود.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *