تمام مطالب دسته بندی: کشکول
ول کردن کار؟!

ول کردن کار؟!

اغلب افراد می‌ترسن که کارشون رو ول کنن. می‌دونین چرا؟ چون معمولی بودن و اکتفا کردن به معمولی بودن خیلی راحت‌تره در حالی که مواجهه با واقعیت و روبرو شدن با ترک یه کار خیلی سخته. گاهی اوقات رها کردن یک کار و شغل به این معنی هست که به معمولی بودن راضی هستیم. یعنی پذیرفتیم که کاری در جهان وجود نداره که ما در اون شماره‌ی یک باشیم. بنابراین در چنین شرایطی راحت‌ترین کار اینه که این پا و اون پا کنیم و بیخیال تلاش برای رسیدن به کاری که برامون ارزشمند هستش بشیم.   جملات بالا یک ترجمه‌ی خودمونی از کتاب «شیب» نوشته‌ی «ست گودین» بود.   البته شاید نشه برای همه یه نسخه‌ی ثابت پیچید و ادعای […]

رفع نگرانی با استفاده از ارزش‌های اصلی

رفع نگرانی با استفاده از ارزش‌های اصلی

دارن هاردی در کتاب «اثر مرکب»، توضیح جالبی راجع به ارزش‌های اصلی و راه حل آن برای رفع نگرانی در زندگی بیان می‎کند که خواندنش خالی از لطف نیست. بخشی از متن کتاب در ادامه آمده است.   🔹 ارزش‌های اصلی شما مثل قطب‌نمای درونی، برج مراقبت و جی‌پی‌اسِ شما هستند و همانند فیلتری عمل می‌کنند که از طریق آنها تمامی نیازها، خواسته‌ها و وسوسه‌های زندگی‌تان را اداره می‌کنید و مطمئن می‌شوید که شما را مقصد مورد نظرتان راهنمایی می‌کنند. تعیین و مشخص کردن کامل ارزش‌های اصلی، یکی از مهم‌ترین قدم‌ها در هدایت زندگی‌تان به والاترین چشم‌اندازهای‌تان است. اگر قبل از این ارزش‌های‌تان را به طور واضح و روشن تعیین نکرده باشید، ممکن است خودتان را در حال انتخاب‌هایی ببینید […]

چرخه‌ی معیوب انتقاد

چرخه‌ی معیوب انتقاد

انتقاد کردن چرخه‌ی معیوبی داره. عموماً انتقاد به این دلیل رخ میده که دنیای بیرونی فرد با چیزی که مدنظر داره متفاوته و این باعث خشمگین شدنش میشه و به همین دلیل لب به انتقاد باز می‌کنه. چه انتقاد نتیجه بده و چه نتیجه نده، کمی از این خشم کاسته میشه و یا به اصطلاح دل اون آدم خنک میشه. چنین کاهش خشمی باعث میشه که شخص به نوعی از انتقاد و عیب‌جویی خودش پاداش ذهنی دریافت کنه و در نتیجه این کار رو بیشتر و شدیدتر انجام میده. از اون طرف شخص مقابل هم که عامل انتقاد است، روزبه‌روز به این حجم از انتقادها بی‌تفاوت‌تر میشه و بیشتر به این کار که عامل انتقاده توجه می‌کند و همین باعث […]

صف نونوایی

صف نونوایی

شخصی که در نانوایی صف رو رعایت نمی‌کنه کم از یک اختلاس‌گر نداره چون توانش در ظلم به دیگران و خودش این مقدار بوده و از توان خودش استفاده کرده. شاید اگر به دست اون آدم هم این خزانه را می‌دادند، اونم یه اختلاس‌گر می‌بود.» به قول استاد سخن، سعدی: خرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم دیبا نتوان بافت ازین پشم که رشتیم بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم ما کشته نفْسیم و بس آوخ که برآید از ما به قیامت که چرا نفس نکُشتیم افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم دنیا که درو مرد خدا گل نسرشت‌ست نامرد که ماییم چرا دل بسرشتیم ایشان چو ملخ در […]

1 3 4 5