چه جاهایی اجازه‌ی انتقاد نداریم؟

چه جاهایی اجازه‌ی انتقاد نداریم؟

 

چه بخواهیم، چه نخواهیم، باید بپذیریم که انتقاد کردن از دیگران باعث ناراحتیِ شخص از ما خواهد شد.

در این متن قرار است به چند مورد اشاره شود که بهتر است در آن شرایط انتقاد نکنیم.

البته اعتراف می‌کنم که گاهی از اوقات انتقاد نکردن کار سختی است ولی لازم است بپذیریم که در این موارد اجازه‌ی انتقاد کردن نداریم.

مواردی که در آن صورت اجازه‌ی انتقاد نداریم عبارتند از:

 

۱- وقتی ارزشش را ندارد.

می‌دانیم که انتقاد کردن از دیگران، باعث ناراحتی آن شخص می‌شود.

بنابراین قبل از انتقاد از شخصی، این سوال را از خود بپرسیم که: «آیا ارزش این ناراحتی را دارد؟»

اگر می‌بینیم که انتقادمان موضوعی است که ارزش زیادی ندارد و یا احتمال تکرار شدن آن بسیار کم است، اصلاً لزومی ندارد که کوپن انتقادمان را خرج کنیم.

 

۲- وقتی چیزی عوض نمیشود.

یکی از زمان‌های ممنوع برای انتقاد، زمانی است که مطمئنیم با انتقاد چیزی عوض نمی‌شود.

مثل اینکه در جمع، در اولین نگاه به یکی از اقوام‌مان بگویم:

«چرا این قدر لاغر شدی؟ یکم به خودت برس!»

خب! الآن فرد با شنیدن این جمله تصمیم می‌گیرد که لاغر نشود؟ یا اینکه بیشتر اعصابش خرد می‌شود؟

 

۳- وقتی خودمان همان مشکل را داریم.

فاجعه آن جا است که ما به چیزی انتقاد می‌کنیم که خودمان در آن مشکل داریم…

اگر خودتان از پنجره ماشین زباله پرتاب می‌کنید، حق ندارید به دیگران انتقاد کنید.

 

۴- وقتی روش درست انتقاد را نمیدانیم.

وقتی درست انتقاد کردن را بلد نیستیم، نباید انتقاد کنیم…

 

۵- وقتی موضوع به ما ارتباطی ندارد.

اگر موضوع به ما ارتباطی ندارد، اصلاً نباید وارد بحث شویم.

البته این به معنای بی‌تفاوتی نیست، بلکه زمانی است که واقعاً موضوع به ما ارتباطی ندارد.

مثلاً اینکه چرا فلان فامیل‌مان زودتر بچه‌دار نمی‌شوند؟ و یا اینکه چرا فلانی ازدواج نمی‌کند؟

یا موضوعاتی وقیحانه که متأسفانه در مهمانی‌ها و عروسی‌ها شاهد آن هستیم که افراد شروع به نقد داماد یا عروس می‌کنند و بحث بر سر این است که داماد سر است یا عروس!

 

۶- وقتی تخصصی در آن موضوع نداریم.

به عنوان مثال گاهی اوقات برخی افراد کم‌سواد در مورد موضوعات اقتصادی و یا سیاسی تحلیل می‌کنند.

مثلاً در تاکسی، چنان بحث سیاسی در مورد انرژی هسته‌ای شکل می‌گیرد در حالی که بسیاری از آن‌ها واقعاً به کاربرد انرژی هسته‌ای آگاه نیستند و فقط چند تیتر جسته و گریخته از چند نفر شنیدند.

اگر در زمینه‌ای حداقل نظرات چندین صاحب‌نظر حرفه‌ای را دقیق نشنیده‌ایم، چند کتاب در مورد آن نخوانده‌ایم و اطلاعات جامعی نداریم، بهتر است صحبت نکنیم و دست از انتقاد و اظهارنظرهای بدون اطلاع دست برداریم.

 

۷- وقتی سلیقه مطرح است.

چیدمان منزل، مدل مو، جراحی بینی، سبک زندگی شخصی و یا رنگ لباس و خیلی از این موارد به سلیقه‌ی شخص ارتباط دارد.

در مواردی که به سلیقه‌ی فرد مربوط است حق انتقاد نداریم.

 

۸- نداشتن شناخت کافی از شخص

آیا تا به حال پیش آمده که برای سرماخوردگی به پزشک مراجعه کنید و او بدون هیچ سوالی شما را بفرستد به اتاق عمل؟

مطمئناً پا به فرار خواهید گذاشت.

چرا؟ چون احساس می‌کنید او بدون شناخت و معاینه کافی قصد دارد شما را عمل کند.

حالا چطور است که ما بدون این که شناخت کافی از موضوع یا از فردی که او را مورد انتقاد قرار می‌دهیم، شروع به انتقاد می‌کنیم؟

 

تا زمانی که احساس نکردیم از همه‌ی جوانب به اندازه‌ی کافی اطلاع داریم، انتقاد نکنیم و پیش از آن حتماً سوال بپرسیم.

 

 

با این اوصاف پس دیگه نقد کردن تعطیله؟

خیر!

توجه داریم که همان‌قدر که یک انتقاد سازنده و مثبت می‌تواند اثربخش بوده و باعث پویایی شود، انتقاد نکردن در جای مناسب و لازم خود، می‌تواند مخرب و زیان‌بار باشد.

چرا که اشتباهی که با یک انتقاد ممکن است اصلاح شود، می‌تواند به اصل و ریشه‌ی موضوع ضرر جبران ناپذیری وارد سازد.

 

 

امام صادق (ع) می‌فرماید:

کسی که برادرش را در حال انجام کار ناپسندی ببیند، در حالی که می‌تواند

او را بازدارد اما سکوت کند، به او خیانت کرده است.

 

 

کل صحبت ما این است که:

اگر میدانیم که انتقاد ما اثر دارد و اگر مهارت کافی در انتقاد را کسب کردهایم و احساس میکنیم که ضرورت دارد، این کار را انجام دهیم.

 


 

 

روش «مواجهه با انتقاد دیگران» را می‌توانید در اینجا مطالعه کنید.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *