مراقب «تأیید اجتماعی» باشید!

مراقب «تأیید اجتماعی» باشید!

در مسیر یک کنسرت، سر یک چهارراه یا با گروهی از آدم‌ها مواجه می‌شوی که همه به آسمان خیره شده‌اند.

بدون اینکه فکر کنی، تو هم به بالا زل می‌زنی. چرا؟ تأیید اجتماعی.

 

وسط کنسرت، زمانی که تک‌نواز اوجه هنرنمایی‌اش را به نمایش می‌گذارد، یک نفر شروع به کف زدن می‌کند و ناگهان همه‌ی حضار با او همراه می‌شوند.

تو هم همین‌طور. چرا؟ تأیید اجتماعی.

 

بعد از کنسرت به رخت‌کن می‌روی تا کتت را برداری. می‌بینی مردم چگونه سکه‌ای به عنوان انعام در بشقاب می‌گذارند، هر چند هزینه‌ی خدمات در پول بلیت لحاظ شده.

چه کار می‌کنی؟ احتمالاً تو هم انعام می‌دهی.

 

تأیید اجتماعی

تأیید اجتماعی که گاهی به آن «غریزه‌ی جمع‌گرایی» هم گفته می‌شود بر این موضوع تأکید دارد که:

«افراد وقتی مثل بقیه عمل می‌کنند که احساس می‌کنند رفتارشان درست است.»

به عبارت دیگر، هر چه تعداد بیشتری از مردم عقیده‌ی خاصی را دنبال کنند، ما آن عقیده را بهتر و درست‌تر می‌پنداریم.

هر چه تعداد افرادی که رفتار خاصی را بروز می‌دهند بیشتر باشند، این رفتار از سوی دیگران مناسب‌تر ارزیابی می‌شود. البته که امری خنده‌دار است.

 

یک آزمایش جالب

در دهه‌ی ۵۰ میلادی، روان‌شناس مشهوری به نام سالومون اَش (Salomon Asch) با آزمایش ساده ثابت کرد که چگونه فشار جمعی می‌تواند شعور انسان را تحت تأثیر بگذارد.

در این آزمایش به یک شخص، یک خط روی کاغذ نشان داده می‌شود که کنار آن سه خط دیگر با شماره‌های ۱، ۲ و ۳ بودند.

یکی کوتاه‌تر، یکی بلندتر و یکی دقیقاً هم‌اندازه‌ی خط اصلی.

 

 

آن فرد باید مشخص می‌کرد که کدامیک از آن سه خط با خط اصلی مطابقت دارد.

اگر آن شخص در اتاق تنها باشد، پاسخ صحیح می‌دهد و عجیب هم نیست، چرا که کار واقعاً ساده‌ای است.

حالا ۵ نفر دیگر وارد اتاق می‌شوند و شخص تحت آزمایش نمی‌داند آنها نقش بازی می‌کنند.

آنها یکی پس از دیگری پاسخ غلط می‌دهند و با این که واضح است جواب صحیح شماره‌ی ۳ است، شماره‌ی ۱ را انتخاب می‌کنند.

بعد نوبت به شخص مورد نظر می‌رسد.

در یک‌سوم موارد، او هم برای اینکه پاسخش با پاسخ دیگران هم‌خوانی داشته باشد، جواب اشتباه می‌دهد.

 

چرا اینگونه عمل میکنیم؟

خب، در گذشته، دنباله‌روی از بقیه، راهکار مناسبی برای زنده ماندن و بقا بود.

فرض کن که ۵۰ هزار سال قبل با دوستان شکارچی خودت برای گشتن به دشتی پهناور می‌رفتی و ناگهان دوستانت فرار می‌کردند.

چه کار می‌کردی؟ همان جا می‌ماندی؟

غرق فکر می‌شدی و سبک‌سنگین می‌کردی که آیا چیزی که به آن نگاه می‌کنی شیر است یا چیزی شبیه شیر است که در واقع حیوان بی‌خطری است؟

خیر، تو هم به سرعت دنبال دوستانت می‌دویدی.

بعداً، وقتی احساس امنیت می‌کردی، می‌توانستی به این که آن «شیر» در واقع چه چیزی بوده فکر کنی.

کسانی که متفاوت با گروه رفتار می‌کردند –که مطمئناً تعدادی از آنها چنین بودند- از چرخه‌ی حیات خارج می‌شدند.

ما نوادگان بی‌واسطه‌ی کسانی هستیم که از رفتار دیگران پیروی می‌کردند.

این نمونه آنچنان عمیق در وجود ما ریشه دوانده که امروز هم از آن استفاده می‌کنیم.

حتی در مواقعی که قرار نیست کمکی به زنده ماندن ما بکند هم همین‌طور عمل می‌کنیم.

 

فقط در برخی شرایط معدود است که تأیید اجتماعی مقید واقع می‌شود.

مثلاً اگر در شهری خارجی گرسنه شوی و رستوران خوبی نشناسی، منطقی است رستورانی را انتخاب کنی که پر از افراد محلی است. به عبارت دیگر، تو از رفتار محلی‌ها پیروی کرده‌ای.

و یا اگر در جاده هستی و دنبال رستورانی می‌گردی که غذایش خوب باشد، بهتر است جایی توقف کنی که رانندگان کامیون توقف کرده‌اند.

 

استفاده از تأیید اجتماعی برای فریب و جنگ!

در برنامه‌های گفت‌وگو محور و طنز، با گذاشتن صدای ضبط‌شده‌ی خنده در لحظات مهم و تحریک مخاطبان برای خندیدن، از تأیید اجتماعی استفاده می‌شود.

یکی از تأثیرگذارترین و البته پردردسرترین موارد این پدیده، سخنرانی معروف جوزف گوبلز (Joseph Goebbels)، وزیر تبلیغات نازی‌ها، در سال ۱۹۴۳ در برابر حضار پر تعداد بود.

زمانی که اوضاع جنگ برای آلمان بد و بدتر می‌شد، او از حضار پرسید:

«آیا خواهان یک جنگ تمام‌عیارید؟ در صورت لزوم، آیا خواهان جنگی تمام‌عیارتر و افراطی‌تر از آن چیزی که امروز می‌توانید تصور کنید هستید؟»

جمعیت فریاد کشید.

اگر از هر یک از حاضران جداگانه و به طور ناشناس سوال می‌شد، احتمالاً هیچ‌کس به چنین پیشنهاد احمقانه‌ای پاسخ مثبت نمی‌داد.

 

تأیید اجتماعی در تبلیغات

صنعت تبلیغات نیز از ضعف ما در قبال تأیید اجتماعی حسابی استفاده می‌کند.

در مواردی که وضعیت نامشخص باشد و در انتخاب محصول مناسب، مزایا و معایب برای‌تان مشخص نیست، این قضیه‌ی تأیید اجتماعی حسابی به کار می‌آید.

بنابراین هر وقت یک شرکت ادعا کرد محصولاتش، به خاطر «شهرت بیشتر» بهترند، بدبین باش!

چرا یک محصول به خاطر این که بیشتر به فروش می‌رسد بهتر باشد؟

 

تأیید اجتماعی در مدرسه

متأسفانه معضل تأیید اجتماعی در مدارس هم وجود دارد.

معمولاً دانش‌آموزان تنبل و یا ضعیف از این روش استفاده می‌کنند و به راحتی فضای کلاس را مسموم می‌کنند.

بسیاری از دانش‌آموزان ضعیف، بجای آنکه خودشان درس بخوانند، جوی راه‌اندازی می‌کنند تا بقیه را تشویق به تقلب کنند.

با این کار به راحتی فضا برای کارهای نادرست خود فراهم می‌کنند.

نمونه‌ی بدتری که متأسفانه در مدارس وجود دارد، ارتباط و دوستیِ صمیمانه با جنس مخالف است که در مدارس و دانشگاه‌هاست.

متأسفانه تعداد زیادی از افراد، مخصوصاً دانش‌آموزان کم‌سن و سال، فقط بخاطر تأیید اجتماعی دچار مشکلات اخلاقی می‌شوند.

جالب اینجاست که خیلی از آنها می‌دانند که مضرات این اقدام در به ضررشان است ولی فقط به خاطر تأیید اجتماعی دست به این کار می‌زنند.

 

 

خلاصه اینکه:

در مورد تأیید اجتماعی، توجه کنید که چون همه این کار را انجام می‌دهند، به معنای این نیست که کار درستی باشد.

خیلی‌ها هستند که از غذایی که در رستوران و کافه می‌خورند، عکس می‌گیرند و آن را در جاهایی مانند اینستاگرام به اشتراک می‌گذارند.

این که افراد زیادی چنین کاری می‌کنند، به معنای درست بودن آن نیست و به این معنی هم نیست شما هم این‌گونه عمل کنید.

شاید بد نباشد جمله‌ی حکیمانه‌ی سامرست موام را در مورد تأیید اجتماعی به خاطر بسپاریم:

 

اگر ۵۰ میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.

 

 

سایر مطالب مدرسه‌ی زندگی را در 👈 اینجا 👉 مطالعه کنید.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *